مي نويسم موسوي و تو مي خواني احمدي ، بخوان كه دنيا دست توست امروز
در روز بی عدالتی و دروغ ، حامی دروغگویان چنان آرای سبزمان را پرپر کرد که کمتر کسی تصور میکرد که این چنین شود .
می نویسم موسوی و تو می خوانی احمدی، من از عشق سبز می نویسم و تو با زور چماق می خوانی بخوان
بخوان که دنیا دست توست بخوان که زور دست توست بخوان که تو گریه کودک یتیم را ندیدی بخوان که تو آه بی پناهان را ندیدی من می نویسم باز هم می نویسم و هزاران بار می نویسم و تو هزاران بار اشتباه می خوانی و میلیونها رای سبز را پرپر می کنی .
بتاز که که امروز روز توست روز دروغ و ریاست روز تزویر و فریب است و تو چه خوب یکه و تنها می تازی به تمامی مفدسات عالم قسم به پاکی معصومین قسم که هرگز پا پس نمی گذارم و از حقانیت و حقوق مردم عزیزم دفاع می کنم .
مهندس با تو هستم آری با تو
با تو خوشبخت می شدیم گفتیم با تو غصه هایمان به پایان می رسد اما نداستیم که راه درازی در پیش داریم
تو آمدی و ما نیز لبیک گفتیم و از جان و دل و ناموس خود مایه گذاشتیم تحقیر شدیم اما راهمان را ادامه دادیم
تهدید شدیم اما به عقب بر نگشتیم چون عهدی بسته بودیم که باید به آن وفادار بودیم .
ما درست تصمیم گرفتیم و درست نوشتیم اما انچه که ما نوشتیم هرگز خوانده نشد . مهندس برخیز، برخیز که همه با تو هستیم و تا آخرین قطره خون از رای مان دفاع خواهیم کرد از حقانیتمان دفاع خواهیم کرد .
امروز چه روزی هست امروز ایران کربلاست و حسین ما تنها مانده است و یزیدیان بر مرکبشان سوار و بی رحمانه می تازند .هوا اینجا بس ناجوانمردانه سرد است .
پي نوشت:
کاش حرف استالین درست نبود (رای دهنده ها مهم نیستند رای شمرندگان مهمند.)
دوستان عزیز درج مطلب فوق در سایتها و وبلاگها با ذکر منبع مجاز می باشد .